به نام خداوندی که خالق همه چیزو همه کس است

 


چو هستي را رقم آغاز كردند                                                      
                        به نام عشق دفتر باز كردند

 به عالم گر نبودي عشق را نام                                                    
                            كجا اين نقش رنگين ساز كردند

 خدا عشق است ومعشوق است و عاشق                                       
                            به عاشق عشق را دمسازكردند

   نياز عاشقان خود ناز معشوق                                                          
                             كه در عشق اين نيازونازكردند

ندانم آنچه دانم ازتودانم                                                                     
                                تورا با جان من انباز كردند

    غم هجران دل با نا لۀ عود                                                                  
                              از اول همدم و همراز كردند

(راه اندازی وبلاگ:اربعین ۱۳۹۰)

مشاهده مطالب به زبان انگلیسی

ردیاب کوییک

ACC130240

arm130240

disarm130240

اقساط

اقساط تا اردیبشت ۱۴۰۳

ادامه نوشته

آپدیت

آپدیت

رمز

ادامه نوشته

رد... رمز عبور همیشگی

ادامه

 

ادامه نوشته

وصيت نامه شهید ۱۲ ساله رضا پناهی

وصيت نامه شهید ۱۲ ساله رضا پناهی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

http://azzahra.ir/wp-content/uploads/2011/12/F-1.jpg

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیتُه وَ مَن عَلی دِیتُه وَ اَنَا دِیتُه؛


هرکس من را طلب می‌کند می‌یابد مرا، و کسی که مرا یافت، می‌شناسد مرا، و کسی که من را دوست داشت، عاشق من می‌شود و کسی که عاشق من می‌شود، من عاشق او می‌شوم و کسی که من عاشق او بشوم، او را می‌کشم و کسی که من او را بکشم، خون‌بهایش بر من واجب است، پس خون‌بهای او من هستم.


هدف من از رفتن به جبهه این است که:

اولاً به ندای «هل من ناصر ینصرنی» لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه‌ای را که امام عزیزمان بارها در پیام‌ها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می‌روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت‌های زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کنند او نمی‌تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می‌روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده‌ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.



پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم.

من عاشق خدا و امام زمان گشته‌ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی‌رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم؛ و به حق که ما می‌رویم که این حسین زمان و خمینی بت‌شکن را یاری کنیم و به حق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می‌کنند، پاداش عظیم می‌بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله.

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم

 

بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است

 

چرا آب به گلدان نرسیده است

 

چرا لحظه باران نرسیده است

 

هر کس که در این خشکی دوران

 

 به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است

 

و هنوزم که هنوز است ، غم عشق به پایان نرسیده است

 

بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید

 

بنویسد که هنوزم که هنوز است

 

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است

 

چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است

 

خداوند گواه است دلم چشم به راه است

 

ودرحسرت یک پلک نگاه است

 

ولی حیف نصیبم فقط آه است

 

تویی آئینه ،روی من بیچاره سیاه است

 

وجا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم

 

عصر این جمعه دلگیر  وجود تو کنار

 

دل هر بی دل آشفته شود حس

 

 

فقر...

 

فقر؛ گرسنگی نیست،

عریانی هم نیست،
فقر؛ همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند،
فقر؛ تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد می کند،
فقر؛ کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند،
فقر؛ پوست موزی است که از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته می شود،
فقر؛ همه جا سر می کشد،
فقر؛ شب را " بی غذا" سر کردن نیست،

فقر؛ روز را " بی اندیشه" سر کردن است

سخنان تکان دهنده پسر شهید احمدی روشن به رهبر

سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.
مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه!

 
 
 
 
ادامه نوشته

پاک کن جدید اسلامی

پاک کن اسلامی ، بیداری اسلامی ، سقوط دیکتاتورها - نورالهدی

ذغال گداخته!!

نگهداشتن دیــــــــن و ایمان در آخرالزمــــــــان مثل نگهداشتن

 ذغال گداخته در کـــــــــف دست است...

فاطمیه از زاویه دیگر

 فاطمیه را از این زاویه دیدن هنر است …  روضه و سینه زنی به جای خود... نامردان زمان را بشناس!

دلم گرفته رفقا

دلم گرفته رفقا دوباره هوای صحبت باشمادارم هوای گریه کنارمرقدپاک وغریبه شهدادارم

میخوام امشب براتون ازرهبرم دم بزنم ازغریبیش بگم وعالم برهم بزنم

پدری که زندگیش ساده شبیه فقراست فرش زیرپاش مثل فرش اتاق ضعفاست

همون که همیشه درخونه شهدارودرمیزنه همونی که روحش برای پیرجماران پرمیزنه

همونی که بی خبرمیره مسجدجکران سرمیزنه

سلمن لمن ساربکم اقا  حلبن لمن حاربکم اقا

وقت خمینی رولبش جام زهرتودلش غصه وماتم بود

سید ماتوجبهه ها زیراتش توی خط مقدم بود

مابایددردودل هاشوغصه هاشوبدونیم زندان وسیلی خوردانشو بخونیم

غافل ازعبادت نیمه شب اون نمونیم ماباید ارزش نعمت خداروبدونیم

به جان حسینی که که همه عالم میدونن که جان منه

وای اگه یه روزی کسی بخواددل اقاروبشکنه میگیم یاابلفضل میریزیم خونه سرهرچی حلمله

سلمن لمن ساربکن اقا حلبن لمن ساربکم اقا

گوری چشم دشمنامابه سرمهرولایت علی داریم دست خدابرسرماکه علمداری مثل سید علی داریم

رهبرمملکت سفره ساده مرهوا توی کوچه های بم پای پیاده مرهوا

دل به لطف مهدی فاطمه داده مرهوا سرتسلیم به الله نهاده مرهوا

یه روزی میفهمیم دست نوازش اقا برسرنداریم توی غفلت اسیر یه روز مفهمیم که دیگه یاورنداریم

پس بیا قول بدیم که دیگه دست ازدامنش برنداریم

سلمن لمن ساربکم اقا حلبن لمن ساربکم اقا

جمله ای زیبا از شهید آویینی

شهادت در رکاب امام خمینی زیباست اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن زیباتر است. خون دادن برای امام خمینی زیباست اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر است.